شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

دلم امشب پر از اندوه و زاريست

نمی دانم دلم پس کی فراريست

چرا رودم گهی سرکش تر از اشک

گهی قلبم به سوی عشق جاريست

نشينم بی صدا در راه تقدير

و پايانش نصيبم زخم کاريست

رمق بر جان تنهايم نمانده

نفس اينجا برايم همچو داريست

ترنم های من در خلوت شب

همانند نوای چنگ تاريست

شدم زخمی ز مهر شاخه ای گل

محبتهای گل بر روی خاريست

نوشته شده در چهارشنبه ٦ مهر ۱۳۸٤ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme