شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

عاشق چشمان پر مهر تو ام رويای من

خسته از اين همه عاشق شدن دنيای من

راه بی آغاز عشقت را به پايان برده ام

من ندانستم که پايانی ندارد عشق بی پروا من

من نمی خواهم شوم فرهاد و شيرينم شوی

عشقشان پايان شيرينی ندارد عشق بی همتای من

در ميان قلب من راهی ندارد ديگری

يا تو می آيی يا خاموش می گردد دل تنهای من

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٠ امرداد ۱۳۸٤ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme