شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

گفتی که به احترام دل باران باش باران شدم و به روی گل باريدم

گفتی که ببوس روی نيلوفر را از عشق تو گونه های او بوسيدم

گفتی که ستاره شو دلی روشن کن من هم چو گل ستاره ها تابيدم

گفتی که برای باغ دل پيچک باش بر ياسمن نگاه تو پيچيدم

گفتی که برای لحظه ای دريا شو دريا شدم و تو را به ساحل ديدم

گفتی که بيا و لحظه ای مجنون باش مجنون شدم و ز دوريت ناليدم

گفتی که شکوفه کن به فصل پاييز گل دادم و با تو سخت رويدم

گفتی که بيا و از وفايت بگذر از لهجه بی وفاييت رنجيدم

گفتم که بهانه ات برايم کافيست معنای لطيف عشق را فهميدم

love

نوشته شده در پنجشنبه ۸ امرداد ۱۳۸۳ساعت ۱:۳٦ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme