شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

سلام دوستای عزیزم

دو روز پیش عموم یه کتاب به من داد که وقتی خوندمش کلی روم تاثیر گذاشت خیلی آموزنده هست بیشتر به درد جوون هایی بین سن 17 تا 20 سال می خوره (بیشتر پسر ها) اسم کتاب مشکلات جنسی جوانان هست نوشته آیت الله مکارمشیرازی من توصیه می کنم حتما این کتاب رو بخرید من قسمت هایی از این کتاب رو براتون می نویسم تا شما هم استفاده کنید.

اول فهرست کتاب رو براتون می نویسم تا هر کی هر قسمتی رو خواست، نسبت به تعداد درخواست براتون بنویسم.

فهرست:

بخش اول – مشکلی بنام ازدواج

1-      مشکلات انتخاب همسر

2-    کاهش ازدواج فاجعه بزرگ اجتماعی

3-   امکان ارتباطهای نامشروع یک عامل مهم کاهش ازدواج

4-    زنجیرهایی که بر دست و پای جوانان سنگینی می کند

5-   هفت خوان زندگی زناشوئی

6-    پدران و مادران سخت گیر

7-    کدامیک انتخاب کنند: جوانان یا پدران و مادران؟

8-    عشقهای آتشین

9-     خطرات عشق

10-    عشق سرکش

11-     عشق و رویا

12-   ازدواجهای هوسی

بخش دوم – انحرافات جنسی

      1-  جوانان و انحرافات جنسی

      2- عواقب مرگبار انحرافات جنسی

      3- یک اشتباه بزرگ در مورد انحرافات جنسی

      4- دستور های ده گانه

من بعنوان آشنایی شما از فهرست، موضوع عشق آتشین رو انتخاب کردم.

 

عشق آتشین

درباره عشق، عظمت و شکوه عشق، و یا جنون و بیماری عشق، سخن بسیار گفته اند، و شاید کمتر کلمه ای باشد که این همه تعبیرات مختلف و متناقض در باره آن شده باش.

بعضی از نویسندگان بزرگ گاهی آنرا بقدری بالا برده اند که گفته اند: «عشق» افسر زندگی و سعادت جاودانی است.(گوته آلمانی). توماس مان از اثر معجزه آسا عشق سخن گفته و معتقد است که «عشق روح را تواناتر و انسان را زنده دل نگه می دارد». عده ای از فلاسفه بزرگ شرق، پا را از این هم فراتر نهاده و عقیده دارند: هر حرکت و جنبشی در جهان است ناشی از یکنوع (عشق) می باشد، حتی حرکات افلاک و کرات عالم بالا!  و البته اگر این کلمات را به معنی وسیع خود یعنی هر نوع کشش و جاذبه فوق العاده تفسیر کنیم باید گفتار آنها را تایید کرد، چه جاذبه ای از جاذبه عمومی نیرومندتر و بنابراین چه عشقی از آن آتشین تر؟!

در برابر این همه تعبیرات و تفسیرهای جالب، عده ای دیگر از نویسندگان و فلاسفه، زننده ترین حملات و اتهامات را نثار «عشق» کرده و آنرا تا سر حد یک بیماری نفرت انگیز تحقیر نموده اند.

یکی از نویسندگان معروف شرق گوید:«عشق مانند سرطان و سل و نقرس، بیماری مزمنی است که آدم عاقل باید از آ فرار کند»! یک ضرب المثل خارجی نیز می گوید: «عشوه گریهای شامپانی عشق است»!  بعضی دیگر همچون «کوپرنیک» دانشمند معروف فلکی که خوسته است در تحقیر خود، جانب عشق را کمی نگهدارد گفته است: «عشق را اگر یک نوع جنون ندانیم عصاره ای از مغزهای ناتوان است»!  بالاخره بعضی هم مانند «کارلایل» بی پروا به عشق تاخته و معتقد است «عشق تنها یک نوع جنون نیست بلکه ترکیبی است از چند نوع جنون!»

این تفسیر های فوق العاده ضدونقیض را آن هم درباره کلمه ای که متداول ترین کلمات در ادبیات و شعر، و حتی سخنان روزمره است، نباید حمل بر تناقض در قضاوت در مورد یک واقعیت معین دانست بلکه این اختلاف، در واقع، از اختلاف در زاویه دید قضاوت کنندگان سرچشمه می گیرد. یعنی هر یک از این نویسندگان و دانشمندان در واقع یکی از چهره عشق را که شاید در زندگی خود بیشتر با آن مواجه بوده است مورد بحث قرار داده، در این صورت باید اعتراف کرد که: اگر منظور از عشق یک کشش و جاذبه نیرومند و خارق العاده میان دو انسان، یا بطور کلی دو موجود( اعم از انسان، حیوان، گیاه، و موجود بی جان) در مسیر یک  هدف عالی بوده باشدچه از آن بالاتر تصور می شود؟1 زیرا قدرت آن بقدری عجیب است که می توان هر مانعی را تحت الشعاع خود قرار دهد و بسرعت همه موانع را در مسیر تکامل پشت سر بگذارد. تمام تحسینهایی که از عشق شده بخاطر همین خلاقیت و نیروی عظیم آن است، چنانکه می دانیم بسیاری از عالیترین شاهکارهای ادبی، معماری و هنری بمعنی واقعی تحت چنین جاذبه ای بوجود آمده است.

اما اگر منظور از عشق جاذبه و کشش نیرومندی باشد که دو انسان را به گناه، آلودگی و سقوط در لجنزار عصیان و فحشا بکشاند هر چه در مذمت آن گفته شود کم است، زیرا لکه های ننگ آن، چنان پر رنگ و ثابت است که باین آسانی پاک شدنی نیست! و اگر منظور آن جاذبه دیوانه کننده ای باشد که عقل را بکلی ویران کرده، از کار می اندازد و انسان بر اثر آن دست به هر کار جنون آمیزی می زند هرچه درباره تحقیر آن نیز گفته شود بجاست.  و به گفته «استاندال» نویسنده فرانسوی: « در قضایای مربوط به عشق فاصله میان پاکی و خطا فقط یک بوسه است!»

خلاصه عشق از دریچه های دید مختلف، چهره های فوق العاده گوناگون دارد. بنابراین هم ستایش آن و هم تحقیر آن هر دو بجاست.

 

 

خوب دوستای عزیز امیدوارم از این مطلب استفاده ببرید حتما تا آخر بخونید می دونم زیاده حال ندارید بخونید ولی سعی کنید بخونید به درد می خوره.

موفق باشید.

تا بعد...  

 

نوشته شده در سه‌شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۳ساعت ۱:٤٠ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme