شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

دلم گرفته از زمونه دلخورم

بذار واست گلایه هامو بشمرم

به کی بگم که کوزه کوزه تشنه ام

به کی بگم هزار روزه تشنه ام.....

 

 

سلام

بخوانیدم:

روزگارم تیره و این روزهایم تیره تر

یا به نوعی رو به ویرانیست دنیایم دگر

من که چشمم خواب دریا دیده بود

عکسش از دریا شده یک آسمان بارنده تر

هر چه از این درد پا پس می کشم بیفایده است

سرنوشت من گره خورده ست با غم سر به سر

لحظه های مرده ام تاوان یک تردید شد

تا که تقویمم دهد یک عمر از تلخی خبر

بار دیگر مهره ام در خانه ی دوم نشست

از گریز بین سعد و نحس یا که خیر و شر

مرگ من در این غزل چون آتشی خواهد شد و

بعد جز خاکستری از من نمی ماند اثر

نوشته شده در سه‌شنبه ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ساعت ٢:٤٤ ‎ق.ظ توسط زهـــــــرا نظرات () |

Design By : Mihantheme