شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

باز باران...

با ترانه...

با گوهر های فراوان...

می خورد بر بام خانه....

سلام به دوستای عزیزم

خوبین؟

من که خیلی خوبم.

چند روزه که لحظه شمار بارون پاییز بودم

بالاخره انتظارم به سر اومد و امشب اولین بارون زیبای پاییزی بارید.

من عاشق بارونم...

ایشالا پاییز و زمستون پربرکتی داشته باشیم.

هر جا که سفر کردم ، تو همسفرم بودی

وز هر طرفی رفتم، تو راهبرم بودی


با هر که سخن گفتم، پاسخ ز تو بشنیدم


بر هر که نظر کردم ، تو در نظرم بودی


در خنده ی من چو گل ، در کنج لبم خفتی


در گریه ی من چو اشک، در چشم ترم بودی


در صبحگاه عشرت ، همدوش تو میرفتم


در شامگاه غربت، بالین سرم بودی


آ واز چو می خواندم، سوز تو به سازم بود


پرواز چو میکردم، تو بال و پرم بودی


هرگز دل من بر تو، یار دگری نگزید


گر خواست که بگزیند ، یار دگرم بودی

نوشته شده در سه‌شنبه ٦ مهر ۱۳۸٩ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ توسط زهـــــــرا نظرات () |

Design By : Mihantheme