شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

با نام رضا دلت مصفا گردد

درد و غم سینه ات مداوا گردد

گر روی نهی به درگهش با اخلاص

 هر عقده ز کار بسته ات وا گردد

آهو از کجا فهمید
باید از تو یارى خواست؟
از پناه تو باید
سایه اى بهارى خواست؟
آهو از کجا فهمید
با تو مى شود آرام؟
با نگاه تو آهو
پیش پاى تو شد رام
تو به مهربان بودن
شهره در زمین بودى
مهربان فراوان بود
مهربان ترین بودى
مى دهى نجات از مرگ
آهوى فرارى را
مى کنى جدا از او
ترس و بیقرارى را

سلام خدمت دوستای عزیزم

خدارو شکر امام رضا طلبیده و ما امروز به امید خدا برای ساعت 8 بلیط داریم

خیلی دلم تنگ شده.

ما یعنی من و شوهر جون (اقا مهدی گل) به همراه مادر خانم و اقای پدر ، خواهری و داداشا میریم مشهد.

برای همتون دعا می کنیم.

ما نیستیم مواظب خونمون باشیدا.چشمک

بهمون بیشتر سر بزنید

شاد و سربلند باشید

نوشته شده در چهارشنبه ٢۱ امرداد ۱۳۸۸ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ توسط زهـــــــرا نظرات () |

Design By : Mihantheme