شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

در سکوت غربت شبهای عشق

می نشينم من بر دنيای عشق

می کنم هر لحظه رويت را نگاه

تا که از خاطر نری با يک نگاه

ای اسير روزهای شيرين من

ای طلوع صبح فرداهای من

باز با من بيا در شهر عشق

تا که با تو سر کنم رويای عشق

من که با تو گشته ام افسانه ای

ترک عشقت را نگو ديوانه ای؟؟!! 

نوشته شده در دوشنبه ۱٩ امرداد ۱۳۸۳ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme