شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

سلام دوستای خوبم

می خوام امروز براتون درد دل کنم اصلا اگه دوست ندارين گوش نکنين

می خوام يه طوری اين دل و خالی کنم ترگيد از بس غم و غصه هامو ريختم توش

ای خدا چرا به حرف ما گوش نکردی...می دونم گوش می کنی ولی چرا نمی شه....

چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بابا آدم چند روز با يه گل باشه بهش عادت می کنه وقتی گل يه چيزيش بشه کلی ناراحت می شه.... اين که گله ... بابا ما که آدميم يک سال و نيم کم نيست به خدا به هم عادت کرديم فکر ذکرمون هم ديگه ايم چرا نبايد به هم برسيم ..بابا به خدا سن مهم نيست.... دارم از غم می ميرم....

همه می گن رابطه تون رو قطع کنيد بعد يه مدت فراموش می کنيد ...بابا مگه الکيه.... کسی که هميشه خودت و کنارش می بينی ...حتی شبا خوابشو می بينی مگه می شه به اين راحتی فراموشش کرد.

ديروز که داشتيم با هم راه می رفتيم و دستاش تو دستم بود ... با خودم فکر کردم آخه چطوری می تونم دست کسی ديگرو بگريم .... دلم می خواست زار زار گريه کنم..اما باز اين غرور لعنتی نذاشت..... بابا دوسش دارم ... به من می گه بخاطر من صبر نکن برو زن بگير ... آخه چطوری می تونم .... دلم می خواد داد بزنم ... زار زار گريه کنم.... به من بگو برو بمير ولی نگو زن بگير.....

ای خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا آخه چرا؟؟؟؟

يعنی من لياغت اونو نداشتم......

ببخشيد اگه شما هم ناراحت کردم..ديگه نمی تونستم به دلم بريزم ..تاحالا از دلم واستون نگفته بودم حرفامو با شعر می زدم.... اما ديگه نتونستم...

برام خيلی دعا کنيد...

خيلی ديگه پيشتون باشم تا عيد نوروزه....

خيلی دوستون دارم.....

يا حق

---------------------------------------------------------------------------------------------

آپ از مـــــــــهـــــــــدی

نوشته شده در پنجشنبه ۱ دی ۱۳۸٤ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme