شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

قال صادق(ع):

شيعتنا خلقوا من فاضل طينتنا و عجنوا من ماء ولايتنا

يفرحون لفرحنا و يحزنون لحزننا

امام صادق(ع) فرمودند:

شیعيان ما از زيادی گل ما خلق شده اند و عجين به آب ولايت ما گرديده اند

در شادی و سرور ما شادند و در غم و اندوه ما اندوهناکند.

 

روز به امامت رسيدن امام زمان(عج) و شادی دل حضرت زهرا (س) و روز به درک واصل شدن بزرگترين دشمن خدا رو به شما دوستان عزيز          تبريک می گم.

الهم العن اولی و دومی و سومی

نوشته شده در پنجشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳۸٤ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

سلام دوستای مهربونم

متن زیر رو تو وبلاگ یکی از دوستام خوندم خیلی به دلم نشست و تصمیم گرفتم با یه کمی تغییر تو وبلاگم برای دوست عزیزم بنویسم و شما هم استفاده کنید

 

اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد می شی برمی گرده و نگات میکنه، بدون براش مهمــی...

 اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی برمیگرده و با عجله می آد به سمتت، بدون براش عزیزی...

 اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میخندی برمیگرده و نگات می کنه، بدون واسش قشنگی....

 اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه می کنی میاد باهات اشک میریزه،  بدون دوستت داره..... و..... اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت می کنه،           بدون عاشقته.

 

به نظر من این تیکه آخرش مشکل داره باید اینطوری باشه

و اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف می زنی حرص می خوره و لجبازی می کنه بدون عاشقته.

نظر شما چیه.....

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ٢٩ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱:۱۸ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

تمام ریشه ها خشکیده اینجا

همه اندیشه ها از یاد رفت است

به این نسلی که در راه است، سوگند

که نسل آدمی بر باد رفت است

در این جا حرف بی رنگی قدیمی است

نگاه نغمه ها درگیر رنگ است

به قول شعر مولانا: در اینجا

وجود عشق آلود است ننگ است

به جز دیوانه هایی در خیابان

نمانده ردی از دنیای مجنون

نظامی نیست اینجا تا ببیند

چه آمد بر سر فردای مجنون

در این دیری که شیرین غرق رنگ است

و عشق پاک بازاری ندارد

به جز هنگام قطع ریشه دل

کسی با تیشه ها کاری ندارد

چه آمد بر سر اندیشه ما

که دانستن خریداری ندارد؟

نفهمیدن چه دشوار است اما

برای نسل ما کاری ندارد

اگر می گفت سعدی آدمیت

نشانش بر لباس آدمی نیست

نمی دانست نسلی خواهد آمد

که حتی در لباس آدمی نیست

 

نوشته شده در جمعه ٢٦ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

سلام به دوستای گلم

فردا دفتر خاطرات یک سال عمرم بسته می شه و دفتر جدید 19 سالگی ورق می خوره به چند دلیل در این روز زیبا خیلی خوشحالم

1- به خاطر اینکه تو دفتر خاطرات 18 سالگیم واقعه ای صورت گرفت که تا آخر عمر فراموش نمی کنم واقعه این بود با فرشته ای آشنا شدم که کمتر کسی می تونه فرشته ای به این خوبی و زیبایی پیدا کنه این فرشته صبای عزیز بود که از همین جا براش آرزو موفقیت و سلامتی می کنم.

2- به خاطر اینکه فهمیدم چه دوستای خوب و با محبتی دارم که تو جشن کوچولویی که صبا جون گرفته بود شرکت کردن و منو خیلی شاد کردن و از دوستای عزیزم (سپیده، شهرزاد و بهزاد، آشنای غریب، دخترمشرقی، شرین، محمود و منصوره، زهرا، somi، نگار جون) تشکر می کنم.

3- به خاطر اینکه امسال می تونم گواهینامه بگیرم که این آرزو هر پسریه که به این سن می رسه.

«برای همتون آرزو موفقیت می کنم»

تولدم مبارک.

 

نوشته شده در جمعه ٢٦ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

لبخند زدی و آسمان آبی شد

شب های قشنگ مهر مهتابی شد

پروانه پس از تولد زيبايت

تا آخر عمر غرق بيتابی شد

سلام عزيزم سلام بهترينم...

هميشه تو اينجا برامون می نوشتی تو به ما سلام می کردی امروز ما

به تو سلام می کنيم آخه امروز با هميشه فرق می کنه.

با اجازت امروز برات يه مهمونی کوچولو گرفتم يه مهمونيه خيلی کوچولو.

۱۹ سال پيش روز ۲۶ فروردين خدا قشنگ ترين و خوشبوترين گل

بهاری رو آفريد.قشنگ ترين و زيباترين گلی که می تونست آفريده بشه

تو بودی

وقتی تو متولد شدی همراه تو يه ستاره به اسم خودت متولد شد، ماه

کامل شد،خورشيد فروزان شد.

اون روز که تو بدنيا اومدی همه ی گلای قشنگ برات جشن گرفتن.

وقتی تو به دنيا اومدی همه ی زيباييهای دنيا پيش زيبايی تو مثل يه

 قطره پيش دريا بود و تو از همه ی اونا برتر...

مهربونم وقتی متولد شدی باغ گلها کامل شد، زيبا شد، معطر شد و تو

شدی تک گل باغ دل من، گلی که هيچ جای دنيا مثل اون پيدا

نميشه

وای روز تولدت چه روز قشنگيه.

گل قشنگم تولدت مبارک

 

البته من می خواستم برای همون روز ۲۶ام يعنی جمعه اپ کنم اما

ديدم واقعا حيفه برای تولد يه همچين گل قشنگی فقط يه روز جشن

بگيريم برای يه همچين تولدی بايد يه عمر جشن گرفت

اميدوارم هميشه مثل گلهای بهاری شاداب باشی اما عمرت مثل گل

نباشه.

عزيز دلم آرزو می کنم ۲۰۰ تا ديگه از اين بهارا رو جشن تولد بگيری،

البته اگه خودم باشم که جشن مفصلی برات می گيرم اما اگه نبودم

خودت بگير و جای منم خالی کن.

همينجا از همه ی دوستا ی گلی که زحمت کشيدن و تشريف اوردن

تشکر می کنم.

انگار زياد حرف زدم حالا ديگه وقت پذيراييه تو رو خدا تعارف نکنيد

بفرماييد از خودتون پديرايی کنيد خونه ی خودتونه

مهدی جونم کيکو ببر ديگه مهمونا منتظرن

مهدی جونم اولين هديه مال خودمه البته خيلی ناقابله، يه شعره، خودم

گفتم چند بيتش رو برات می نويسم...

قبل از اينکه شعر رو بنويسم بايد عرض کنم که من اصلا شاعر نيستم

اگرم يه وقتايی يه شعری ميگم منشائش فقط مهدی، خوبيش، پاکيش

و خيلی ديگه از صفتای خوبشه که به شکل شعر درمياد من تو اين شعر

خيلی سعی کردم همه ی خوبيای مهدی رو بيارم اما نتونستم و اين

فقط يه قطره از دريای خوبی مهدی هست که من تو اين شعر آوردم...

تو يعنی عشق را آغاز کردن، تو يعنی تا افق پرواز کردن

تو يعنی اوج لذت اوج ديدن، تو يعنی در پی عشقی دويدن

تو يعنی زنده بودن تا هميشه، تو يعنی زندگی بی تو نميشه

تو يعنی باغ رويا باغ احساس، تو يعنی شاخه های پرگل ياس

تو يعنی غنچه ی باغ جوانی، تو يعنی عشق های آسمانی

تو هستی يک ستاره در شب تار، تو يعنی داغی گلهای تبدار

تو يعنی گرمی يک عشق صادق، تو يعنی پاکی دلهای عاشق

تو يعنی چشمه ی چشمم تو هستی، تو يعنی تا ابد در دل نشستی

تو يعنی يک صدف در عمق دريا، تو يعنی يک گل خوشرنگ زيبا

تو تنها گوهر يکدانه ی من، تو هستی نازنين دردانه ی من

تو يعنی سبزی سبز بهاران، تو يعنی انتظار چشم ياران

تو يعنی اضطراب قلب بيمار، تو يعنی مضطرب در وقت ديدار

تو يعنی لحظه های بی قراری، تو يعنی بی قرارم بی تو، آری

تو يعنی عشق اول عشق آخر، تو يعنی بهترين عشق مقدر

تو يعنی عاشق روی تو هستم، تو يعنی من به تو دلبسته هستم

تو يعنی زندگی بی تو محال است، تو يعنی دوريت همچون زوال است

تو يعنی راحت روح و روانم، تو يعنی عشق من بی تو زبانم

تو يعنی نغمه ی يک مرغ عاشق، تو يعنی پاکی نور و شقايق

تو يعنی آسمان آبی و صاف، تو يعنی قلب من پر شد از احساس

تو يعنی زنده ام تا با تو هستم، تو يعنی بی تو در غربت نشستم

تو را بر روی چشمم می گذارم، تو را من از دل و جان دوست دارم

عزيزترينم تولدت مبارک

 مهدی گلم اندازه ی تمام دنيا...نه!!!بيشتر از تمام دنيا دوستت دارم

 

                                                                              (صبا) 

نوشته شده در چهارشنبه ٢٤ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱٠:۳٦ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

عاشقم عاشق و جز وصل تو درمانش نيست

کيست که اين آتش افروخته در جانش نيست

 

سلام دوستای گلم

هنوز خستگی سفر تو تنم هست فعلا يه بيت رو داشته باشيد تا روز ۲۶ فروردين که روز تولدمه حتما يه شعر قشنگ می نويسم حتما سر بزنيد هديه هم يادتون نره

تولدم مبارک

 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

سلام

دوباره اومدم

سفر خسته کننده ای بود

منتظر شعر هام باشيد.

تابعد.... 

نوشته شده در سه‌شنبه ٢۳ فروردین ۱۳۸٤ساعت ۱:٠۳ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme