شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

در ميان من و تو فاصله هاست

گاه می انديشم

می توانی تو به لبخندی اين فاصله را برداری

تو توانايی بخشش داری

دست های توانايی آن را دارد

که مرا زندگانی بخشد

چشمهای تو به من می بخشد

شور عشق و مستی

و تو چون مصرع شعری زيبا

سطر برجسته ای از زندگی من هستی.

نوشته شده در دوشنبه ٢۸ دی ۱۳۸۳ساعت ٦:٢٢ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

تو همه هستی من، هستی من

تو همه زندگی من هستی

تو چه داری؟

همه چيز.

تو چه کم داری؟

هيچ.

نوشته شده در جمعه ٢٥ دی ۱۳۸۳ساعت ٢:٥٧ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

نبستم دل به تو يک روزه جانا، که يک روزه دلم را پس بگيرم

تو می گويی رهايم چون ندانی، که من در دام عشقت بس اسيرم

مپندار ارکنی نامهربانی،دهم دل را به دست يار ديگر

که پيمان دلم بشکستنی نيست، چو حتی در غم و حسرت بميرم

                                                                       (امير حسين مولانا)

نوشته شده در پنجشنبه ٢٤ دی ۱۳۸۳ساعت ۸:٢٠ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

شوق باز آمدن سوی توام هست

اما،

تلخی سرد کدورت در تو،

پای پوينده ی راهم بسته

ابر خاکستری بی باران

راه بر مرغ نگاهم بسته

وای باران

باران،

شيشه ی پنجره را باران شست

از دل من اما،

چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

نوشته شده در سه‌شنبه ٢٢ دی ۱۳۸۳ساعت ۱٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

دفتر عمر مرا،

با تو شکوهی ديگر

رونقی ديگر هست.

می توانی تو به من،

زندگانی بخشی.

يا بگيری از من،

آنچه را می بخشی.

نوشته شده در یکشنبه ٢٠ دی ۱۳۸۳ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

امروز ميخوام در باره يکی از دردايی که تو جامعمون بسياری به اون مبتلا هستن صحبت کنم.

اشتباه نکنيد منظورم از درد بيماری نيست....نه.

منظورم يه عمليه که تو فرهنگ ما بهش ميگن متلک...حالا شما بگيناين حركت چه معني داره؟! مفهومش كجاست؟! نتيجه اش چيه؟! اين حركت رو ما داريم بصورت فراگير در معابر عمومي ميبينيم اما چرا؟؟ عموماً اين آقايان هستند كه متلك مي گويند ولي خانمها هم خيلي بي تقصير نيستند و گاهاً اين وسط اونها هم يه نمكي ميريزند.شما كافيه يه نگاه به اطراف خودتون بندازين تا براحتي انواع و اقسام كلمات ريز و درشت رو كه اطرافيانتون بسمت همديگه شليك ميكنند رو ببينين. اين مهم چندين المنت داره كه من مهمترينش رو براتون فهرست ميكنم…

1-اوليش يعني من خيلي باحالم!!! شما طرف رو ميبينين ، وقتي تنها داره از يه مسير رد ميشه اينقدر معصوم به نظر مياد كه اين جيگرتون براش كباب ميشه! مثل بچه آدم سرش تو كار خودشه و آرومه.اما خدا نكنه همين فرد با چهارتا از دوستاش يجا جمع بشن! ديگه يارو ميشه يه سكوي پرتاب موشك! به هر ننه قمري كه رد ميشه يه جفنگي پرت ميكنه و بعد هم با دوستاش هِر هِر ميخندن! اين بين خيلي از پسرها رسم شده.اونها بايد يه چرتي بگن تا نشون بدن چقدر بچه با مزه اي هستند! يجور غيرمستقيم نشون بدن كه چقدر زرنگ هستن! يه حس كه نشون بده جنس مخالف براش اهميتي نداره! يه استحكام واقعاً پوشالي. و در نهايت اينكه بگن من كارم درسته بچه ها! جفنگ ميگم تا شما بخندين! شماها با من بهتون خيلي خوش ميگذره!..يه چيزي تو مايه هاي يه دلقك!!!

2-گروه دوم دارن نا خود آگاه يه خشم رو نشون ميدن.اونها يه فرد رو ميبينن و از ظاهرش اينطور برداشت ميكنن كه در حد و اندازه هاي اون نيستند. ولي بدبختانه بجاي اينكه فكر كنند اين تفاوت كجاست؟ دليلش چيه؟ اصلاً تفاوتي وجود داره يا نه؟ همه اينها رو ول ميكنند ميچسبند به ترور شخصيت.فكر ميكنن اينجوري مشكلشون حل ميشه.به عبارت ديگه خودشون قدرت ندارن يه پله بالا برن، تصميم ميگيرن ديگران رو يه پله بكشند پايين!


3-گروه سوم خيلي شبيه گروه قبل هستند.اونها دستشون به گوشت نمي رسه ميگن پيف پيف بو ميده! اونها حس ميكنند طرف مقابل خيلي متشخصه، وچون خودشون اين فاكتور رو ندارن، ميدونن كه هيچ شانسي براي بدست آوردنش ندارند.نتيجه هم كاملاً معلومه.چشم عسلي، جيگر، بخورمت وهزار تا پرت و پلا ديگه مثل اينها تحويل ملت ميدن!

4-گروه چهارم هم يه عده از دخترها هستند.گروهي كه واقعاً خودشون كرم دارند! اونها واقعاً به توجه نياز دارند و براي همين خودشون رو در موقعيتي قرار ميدهند تا متلك بخورند و خيالشون راحت بشه كه مورد توجه قرار گرفتند.خيلي از اين افراد رو داريم كه تا دو تا كلمه بهشون پرت ميشه نيششون رو تا بناگوششون باز ميكنن و خط ميدن.يه چنين دختري مسلماً يه بازيچه قرار ميگيره.دختري كه به اين سادگي تا تحت آماج قرار ميگيره، خودش رو خراب ميكنه چطور انتظار داره كه پسر به اون به چشم يه فرد قابل اعتماد نگاه كنه؟ مسلماً تمام حرفهاي پسره هم ناشي از صداقت نيست چون فهميده نقطه اي كه ميشه ازش خارج از چهارچوب يه نسيبي برد كجاست.
تمام اين مسائل از فرهنگ و تربيت غلط نشات ميگيره.از عقده هاي ارتباطي كه در اجتماع وجود داره و اينجوري در رفتار افراد بروز ميكنه . همه هم خودشون رو به نفهمي زدن و كسي هم حاضر نيست قبول كنه كه شما امنيت نداري و نميتوني بدون اينكه زير زربين قرار نگيري نفس بكشي. نتيجه اين ميشه كه يه ديوار احمقانه بين مردها و زنها در اجتماع درست شده..شما نميتوني از يه زن آدرس بپرسي چون هم ميترسي طرف فكر كنه شما عجب آدم ناتويي هستي و هم ممكنه جواب دقيقي دريافت نكني !! مثلاُ ممكنه وقتي بپرسي : عذر ميخوام خانم..ساعت چنده؟ جواب بشنوي: برو گمشو پدر سگ!!!! خب اين يعني چي؟ يعني اينقدر ضربه ديدن كه هر چيزي رو يه ضربه تفسير كردن و واكنش نشون دادن. مشكل اينجاست كه خيلي از افراد هم ميدونند كه اين كار يه رفتار جنتلمنانه نيست ولي تا با دوستانشون دور هم جمع مي شوند باز هم اين بساط بي مزه بازي رو پهن ميكنند…


خانمهاي عزيز…متاسفانه شرايط بگونه اي شده كه شما نميتونين راست راست تو يه محل عمومي راه برين! …چيزي نيست كه شما بوجودش آورده باشين ولي مثل خيلي چيزهاي ديگه فعلاً شما مجبورين كه هزينه اون رو بپردازين. تنها چيزي رو كه بايد بدونين اينه كه اين رفتار يه رفتار ناشي از عقده و ضعفه .در مقابل اين رفتار نه واكنش نشون بديد و نه جبهه گيري كنيد.اون فردي كه اينگونه برخورد ميكنه بيشتر به ترحم احتياج داره ،نه تنبيه يا واكنش ،چون اينقدر ضعيفه كه اين تنها وسيله بروز شخصيتيش شده…ممكنه مورد توهين هاي ركيكي هم قرار بگيريد ولي باز بدونين كه جامعه ما بيماره و مشكلات اينچنيني حتماً گريبانگير افراد ساكن در اون خواهد شد…در انتها بايد بگم كه شايد اين جمله تعبير خوبي داشته باشه كه بهترين و منطقي ترين جواب براي بعضي ها خاموشيست……..
نظر يادتون نره.

تا بعد...............

نوشته شده در جمعه ۱۸ دی ۱۳۸۳ساعت ۱:٤٤ ‎ق.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

خداحافظ سفر کرده

خدا پشت و پناهت باد

بلور اشکهای من

فدای خاک راهت باد.

نوشته شده در شنبه ۱٢ دی ۱۳۸۳ساعت ٦:۳٧ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme