شعرعشق

حرف دل به زبان شعر !

رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟

روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟

یادش بخیر 17 اسفند سال 1383

چه زود گذشت

با فکر کردن به اون روزا هم خوشحال میشم هم ناراحت!

ناراحتیم برای اینه که اون روزای قشنگ با اینکه پر از دغدغه و استرس بود خیلی زود گذشت انگار نه انگار که 8 ساله میگذره.

خوشحالیم هم برای اینه که اون روزای خوب وقشنگ رو در کنار عشقم تجربه کردم .

فقط حیف که خیلی زود گذشت هر چند گذشت اون روزا ما رو به هم نزدیکتر کرد و بعد 8 سال خاطرات شیرینمون رو با هم مرور می کنیم و خدارو شکر می کنیم که امروز با هم و عاشق همیم........

دیشب بدون اینکه به تقویم نگاهی کنم و روز و تاریخ رو بدونم ناخوآگاه یاد اون روزا افتادم و چمدون خاطراتم رو باز کردم و خاطرات اون روز برام زنده شد بعد کلی وقت که خاطرات رو با مهدی می خوندیم و انگار تک تک لحظه هاشو با تمام وجود حس می کردیم تازه متوجه شدیم که امروز 17 اسفنده و کلی ذوق کردیم.

امروزم به لطف خدا بعد 4 سال در کنار هم و زیر یه سقف گرمای عشق رو با هم توی این سرما حس می کنیم.

آرزومی کنم همه اونایی که همدیگرو دوست دارن و عاشق هستن مثل ما به عشقشون برسن و خوشبخت بشن.

 

دیدی غزلی سرود عاشق شده بود

انگار خودش نبود عاشق شده بود

افتاد شکست زیر باران پوسید

آدم که نکشته بود عاشق شده بود

نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ اسفند ۱۳٩۱ساعت ٢:٥٠ ‎ب.ظ توسط مـــهــــدی و زهرا نظرات () |

Design By : Mihantheme